سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
گروه جهادی خادمان ام ابیها
جان ها چون با یکدیگر سازگار باشند، الفت خواهند گرفت . [امام علی علیه السلام]
گروه جهادی خادمان ام ابیها
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ

»» هواپیما

 


زابل بودیم قرار بود روز 4فروردین از زابل راه بیفتیم سمت تهران و با اتوبوس به سمت تهران بریم. روز چهارم بود که بهمون خبر دادن که یه هواپیما برای روز 6فروردین فراهم شده که بچه ها رو ببره تهران و اگه گروه دو روز دیگه تو منطقه بمونه میتونه با هواپیما برگرده تهران. شاید روزی که رفتیم سوار هواپیما شیم شادترین روز توی گروه بود بس که خندیدیم. مجید که مداح اردو بود شروع کرد خوندن و بقیه هم سینه زدن: امروز هواپیمای ما در خاک و در خون است/ چون رود جیحون است/ جعبه تجهیزات ما در خاک و در خون است/ چون روز جیحون است...تمام فرودگاه رو با این کارامون به هم ریخته بودیم...لحظه ای که هواپیما میخواست پرواز کنه خیلی دیدنی بود. یکی داشت قران میخوند، یکی داشت صلوات می­فرستاد و...دیدم یکی از بچه ها رنگش پریده و خیلی حالش بده گفتم فلانی چیه...صدرا بغل دست من نشسته بود و کمربند صندلیش سگک نداشت بندهای کمربند رو به هم گره زدیم...هواپیما که می­خواست فرود بیاد مجید دوباره شروع کرد: خدا نخواست شهید بشیم/ این جای افسوس است جای سه تا بوس است!/ دیشب صدا زدم خدا شهادت محسوس است/ گفتا که کابوس است/کیفیت هواپیما جاده چالوس است/ این جای افسوس است...کلی هم واسه شوفر و شاگرد شوفر هواپیما! صلوات چاق کردیم...راستی هواپیمامون ایلوشن بود...3صلوات



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » فرات ( چهارشنبه 14/10/90 :: ساعت 7:16 عصر )

»» دعای ندبه!

دعای ندبه:


اینم باز از رحیم قزلباشه. رحیم خیلی بچه پاک دلی بود و خیلی اهل دعا و مناجات بود. هفت چشمه که بودیم یه صبح جمعه رفته بود رو تپه های اطراف مقر که دعا ندبه بخونه. به وسطای دعا که میرسه ییهو سرش رو بلند میکنه و می بینه چند تا سگ گنده چند قدمیش وایسادن.البته رحیم بچه ترسویی نبود ولی اون لحظه هول کرد و با صدای بلند شروع به کمک خواستن میکنه ولی چون صبح زود بوده و بچه خواب بودن کسی این صحنه رو ندیده. فقط محمد محمدی که بچه سهرورده و داشته صبحونه روآماده میکرده میبینه و با خنده میره کمک رحیم. فکر نمیکنم که رحیم دیگه تا آخر عمرش تنهایی تو کوه بره ندبه بخونه.3 صلوات.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » فرات ( یکشنبه 8/3/90 :: ساعت 10:1 عصر )

»» خودسازى انسان؛ «جهاد اکبر»

 


موضوع: اسلام، دین سازندگى.


حضار: دانشجویان دانشگاه صنعتى اصفهان.


 


بسم اللَّه الرحمن الرحیم.


خودسازى انسان؛ «جهاد اکبر».


اساساً اسلام براى سازندگى آمده است. و نظر اسلام به ساختن انسان است. جهاد براى سازندگى. سازندگى انسان خودش را، مقدّم بر همه جهادهاست. این است که رسول اکرم «جهاد اکبر» فرموده‏اند. جهادى بس بزرگ است و مشکل. و همه فضیلتها دنبال آن جهاد است. جهاد اکبر است؛ جهادى است که با نفْس طاغوتى خودش انسان انجام مى‏دهد. شما جوانها از حالا باید شروع کنید به این جهاد. نگذارید که قواى جوانى از دستتان برود. هرچه قواى جوانى از دست برود ریشه‏هاى اخلاقِ فاسد در انسان زیادتر مى شود و مشکلتر، جهادْ مشکلتر. جوان زود مى‏تواند در این جهاد پیروز بشود؛ پیر به این زودیها نمى‏تواند. نگذارید اصلاح حال خودتان از زمان جوانى به زمان پیرى بیفتد. یکى از کیدهایى که نفْس انسانى به انسان مى‏کند و شیطان به انسان پیشنهاد مى‏کند این است که بگذار براى آخر عمر، خودت را اصلاح کن. حالا از جوانى استفاده کن و بعد آخر عمر توبه کن. این یک طرح شیطنت آمیز است که نفْس انسان مى‏کند به تعلیم شیطان بزرگ. انسان تا قواى جوانى‏اش هست و تا روح لطیف جوانى هست و تا ریشه‏هاى فساد در او کم است، مى‏تواند اصلاح کند خودش را. لکن اگر چنانچه ریشه‏هاى فساد در انسان ریشه‏اش قوى شد، ملکه انسان شد فسادها، آن وقت است که امکان ندارد. شما جوانها که الآن مهیا هستید براى جهاد در راه ساختن، این یک جهاد است لکن «جهاد اکبر» جهاد.


در راه سازندگى خودتان است که براى مملکت خودتان بعدها مفید واقع بشوید، خدمتگزار باشید. از همین سنینِ شما باید شروع بشود به ساختن افرادى که بعدها یک مملکت، یک کشور را ممکن است نجات بدهد. اگر چنانچه شما ساختید خودتان را و فضایل انسانى را در خودتان ریشه دار کردید، آن وقت در همه مراحل پیروز هستید؛ مملکتتان را مى‏توانید نجات بدهید. اینها که مملکت ما را به تباهى کشیدند براى این بود که ساختمان خودشان فاسد بود؛ خودشان یک اخلاق فاسد داشتند، یک عقاید فاسد داشتند، یک اعمال فاسد. اگر چنانچه خودشان را ساخته بودند، به ملت خیانت نمى کردند، به اسلام خیانت نمى‏کردند ..


 


جوانان، سازندگان کشور و خدمتگزاران به اسلام.


شما کوشش کنید که به ملت خدمت کنید، به اسلام خدمت کنید. و کوشش کنید که «جهاد اکبر» را ان شاء اللَّه به آخر برسانید؛ و یک انسان کامل، یک انسان اسلامى، یک انسان متعهد بشوید که براى خودتان و براى کشور خودتان و براى ملت خودتان مفید واقع بشوید ..


خداوند ان شاء اللَّه شما را تأیید کند. و خداوند شما را به مراتب عالیه برساند. شما جوانها امروز روز شماست. امروز روزى است که شما باید سازنده باشید در این راهها. البته خدمت به خلق، خدمت به خداست. خدمت به انسانها، خدمت به خداست. خدمت به بندگان خدا، خدمت به خداست؛ و در این خدمت ان شاء اللَّه موفق باشید. و من هم همیشه مهیا هستم از براى ملاقات آقایان و هیچ مانعى از قِبل ما نیست، نماینده بیاید یا خود آقایان بیایند. ما آنقدرى که مى‏توانیم خدمت به همه بشر، همه ملتها مى‏کنیم. و امیدواریم که شما هم خدمتگزار به انسانیت و خدمتگزار به اسلام باشید. خداوند همه شما را تأیید کند.


 


                        صحیفه امام، ج‏8، ص: 301


 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » فرات ( شنبه 7/3/90 :: ساعت 12:58 عصر )

»» جنگ عقیده

 ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد ...
امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدى است. و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامى رونق و زرق و برق کاخهاى سفید و سرخ را از بین خواهند برد. امروز خمینى آغوش و سینه خویش را براى تیرهاى بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشکهاى دشمنان باز کرده است و همچون همه عاشقان شهادت، براى درک شهادت روزشمارى مى‏کند. جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمى‏شناسد. و ما باید در جنگ اعتقادى‏مان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم. ان شاء اللَّه ملت بزرگ ایران با پشتیبانى مادى و معنوى خود از انقلاب، سختیهاى جنگ را به شیرینى شکست دشمنان خدا در دنیا جبران مى‏کند.3صلوات



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » فرات ( پنج شنبه 5/3/90 :: ساعت 1:31 صبح )

»» درخت

درخت:


رحیم قزلباش از اون بچه های ناب و پاک روزگاره. ترک زنجانم هست. از سفر سهرورد که باهاش رفیق شدم همیشه سوژه شاد کردن دل بچه ها بوده و هنوزم هست. مخصوصا از وقتی که دوماد شده. تو سفر ایلام بودیم که بچه ها گفتن رحیم عقد کرده و داره میاد. وقتی رسید دیدیم هنوز 48 ساعت از عقد نگذشته با خانمش اومده جهادی. خدا خیرش بده که به موقع اومد چون نیرو نداشتیم. ولی خوب کلیم باهاش شوخی کردیم. مخصوصا شبا که شامش رو میبرد بیرون و البته توی سمند ایمان دونفری می خوردن کلی بهش می خندیدیم. خدا مارو ببخشه.قضیه درخت مال سفر هفت چشمس.تازه از قم حرکت کرده بودیم که ییهو رحیم بلند شد و شروع به صحبت کرد و از بچه ها خواست که اسراف نکنن. اگه غذایی اضافه اومد نگه دارن بعد بخورن یا اگه قابل خوردن نبود بریزن پای درختی جایی که حیوونا استفاده کنن یا ته اب لیوان رو همین طور. این گذشت و اون موقع بچه ها یکم شوخی کردن. ظهر برا نهار رسیدیم بروجرد. داشتیم نهار می خوردیم که ییهو حسین محمدی که مداحمون بود اونم بچه زنجان بود با صدای بلند گفت: بچه ها محسن بیاتی(که اونم صدقه سر جهادی دوماد شد و از تریپ خنده های رفقا بود) درخت اردویه. غذا اضافیاتون رو بدید به اون. جدای از اون روز که کلی خندیدیم هنوزم قضیه درخت جک اردو جهادیاس و سفری نیست که بچه ها به درخت نخندن. 3صلوات.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » فرات ( پنج شنبه 5/3/90 :: ساعت 1:4 صبح )

»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

هواپیما
دعای ندبه!
خودسازى انسان؛ «جهاد اکبر»
جنگ عقیده
درخت

>> بازدید امروز: 0
>> بازدید دیروز: 3
>> مجموع بازدیدها: 1255
» درباره من

گروه جهادی خادمان ام ابیها
فرات[5]
امام عشق:انقلاب اسلام، این انقلاب مهم اسلامى، رهین کوششهاى این طبقه است؛ طبقه محروم، طبقه گودنشین، طبقه‏اى که این نهضت را به ثمر رساند و توقعى هم نداشت. من شما طبقه گودنشینان را از آن کاخ نشینان بالاتر مى‏دانم؛ اگر آنها لایق این باشند که با شما مقایسه بشوند.

» لینک دوستان
دکتر علی حاجی ستوده
.: شهر عشق :.

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان









» طراح قالب